جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
233
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
شهر بود و مىگويند اين صنعت را عدهء مهاجرانى كه تيمور براى همين منظور از دمشق آورده بود رايج كردند . حالا كه تفنگ و هفت تير جاى خنجر و شمشير را گرفته است ديگر آن تيغههاى شامى طالب ندارد . در اين شهر پارچههاى ابريشمى مخملى و كتانى بافته مىشود ، ولى به هيچوجه مرغوبيت اجناس بخارا را ندارند . در مشهد 650 دستگاه ابريشمبافى و 320 دستگاه شالبافى هست از طرف ديگر فرشهاى ممتاز مىبافند بخصوص از نوعى كه طرح اصيل شرقى دارد بافت نازك و با رنگ نباتى ثابت كه از قاين تا بيرجند فراهم مىشود . فرشهاى كردى آنجا هم براستى اصيل است ، ولى هنرمندانه نيست در خود مشهد چهل كارخانه فرشبافى هست . فرشهاى تركمنى و جواهرات و اسلحه سابقا در بازار به حد وفور بود ، اما اكنون همه را روسهاى ساكن ماوراء بحر خزر مىخرند و يا به اروپا صادر مىشود . استراباد كه نزديكترين محل به اقامتگاه تركمنهاى گوكلان است شايد بعد از تهران ( كه همهچيز را از همهجا جلب مىكند ) بهترين محل در ايران براى خريدارى اجناس تركمنى است . سكههاى قديمى بلخ و تاتار غالبا در مشهد يافت مىشود و چون اين شهر در مجاورت كانون فيروزه يعنى نيشابور واقع است خيال مىكردم در بازار آنجا از اين جواهر فراوان باشد ، اما خيلى كم از آن ديدم و چيز قابلى نبود . همهء سنگهاى نفيس را در خود معدن مىخرند و به كشورهاى خارجى صادر مىشود تهمانده جنس به مشهد مىرسد با قيمت و به صورتى كه درخور سليقهء خريدار سيار است و از مشاهدهء اقلام حجارى و تراشيده و مانند فنجان ، كاسه ، سينى و كوزه كه با ابزارى بسيار قديمى تراشيده و سوراخ مىشود از جنس سنگ نرمى است كه در آن حدود استخراج مىكنند . اين سنگها دو نوع است يكى به رنگ قهوهاى سرخفام و ديگرى خاكسترى نيلگون . با وجود آنكه مسافران سابق در سفرنامههاى خود شرح مبسوطى راجع به اين آثار صنعتى نوشتهاند از لحاظ ريخت يا جنس يا ظرافت نظرم را هيچ جلب نكرده است .